عطیه احمدی، محمود گلابچی، سعید یوسفی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
فرض رویکرد متعارف مدیریت پروژه این است که با جهانی منظم و قابل پیش بینی روبروست. این در حالیست که ویژگیهایی همچون تعداد زیاد اجزا، وابستگی متقابل میان آنها، درجه بالای هم افزایی، تنوع اجزا و مهمتر از همه رفتار غیرخطی که از مشخصه های اصلی سیستمهای پیچیده میباشد، باعث شده ماهیت پروژه های ساخت کاملا متفاوت با قبل به نظر آید. در ابتدا معمولا پیچیدگی یک مشکل به نظر نمیرسد، اما با شکل گیریش در داخل ساختار پروژه و توسعه اش به عنوان تابعی از اجرای کار پروژه، عدم تعادل به راحتی رخ داده و موقعیت پروژه را بحرانی خواهد کرد. در این موقعیت هر یک از عوامل اصلی پروژه، عاملی را به عنوان عامل تغییر دهنده شرایط نام خواهند برد. در چنین شرایطی، مدیران پروژه علاوه بر حل پیچیدگی پروژه و ارائه راهکارهای لازم باید بتواند حمایت ذینفعان کلیدی را به همراه خود داشته باشد تا بتوانند راهکارها را اجرایی کند. این در صورتی است که در پروژه های واقعی دلایل مدیران پروژه برای حامیان غیر منطقی جلوه داده و حتی از نظر آنها بخش دیگری از پروژه مهمتر به نظر می رسد. در واقع بسیاری از حمایت کنندگان پروژه درک متفاوتی از پیچیدگی پروژه نسبت به درک مدیران پروژه خواهند داشت.
این موقعیت در هنگام نگه داشتن پروژه در زمان برنامه ای تشدیدتر خواهد شد، با افزایش پیچیدگی تحت این فشار، تمرکز مدیران پروژه بیشتر به سمت داخل پروژه است، مدیران پروژه وقتی برای اندیشیدن به محیط اطراف و یا در نظر گرفتن احتمالات مختلف را نخواهند داشت. در صورتی که از منظر سیستمی مشکلاتی که در سیستم رخ میدهد معمولا دارای عللی چندگانه است. در این تحقیق به دنبال ارائه چارچوب نظری برای شناخت پیچیدگی پروژه، ابتدا پیچیدگی تعریف شده و پروژه ساخت به عنوان پروژه پیچیده اثبات می شود. در ادامه به منظور ارائه چارچوبی مشترک برای درک یکسان عوامل پروژه، انواع مختلف پیچیدگی و شاخص های خاص هر نوع پیچیدگی معرفی و تشریح خواهد شد.
عطیه احمدی، محمود گلابچی، سعید یوسفی،
دوره ۵، شماره ۱۸ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده
دردو دهه اخیر،استفاده از روشها وتکنیکهای مختلف برای اجرا ومدیریت پروژههای ساختمانی افزایش چشمگیری داشته است در صورتیکه نه تنها نرخ موفقیت پروژهها،پیشرفتی متناسب باآن نداشته است بلکه ما شاهد تاخیرات شدید از برنامه زمانبندی،افزایش هزینه وهمینطور کیفیت نامناسب وافزایش تعداد ادعاها ودعوی قضایی نیز بوده ایم به پایان رساندن پروژه در زمان وبا بودجه مقرر در محیط پیچیده پروژههای امروز،دغدغه اصلی بسیاری ازمدیران پروژه شده است.که شاید بابررسی آن به عوامل زیادی برسیم که فقط در داخل پروژه ودر حوزه کاری مسئولین برنامه ریزی وکنترل پروژه نباشد.دراین تحقیق به دنبال رسیدن به این عوامل،محیط پیچیده پروژههای صنعت ساخت وساز معرفی شده وانواع مختلف پیچیدگیها بنابر تحقیقات پژوهشگران مختلف در طول سالهای مختلف تشریح و بیان خواهد شد.هدف اصلی این مقاله شناسایی فاکتورهای پیچیدگی مدیریت زمان پروژه در قالب فرایندهای PMBOK میباشد.تاباشناخت ومعرفی عوامل،علاوه بر اثبات محیط پیچیده مدیریت زمان پروژه،عوامل تاثیرگذار شناخته شده در برنامه ریزی وکنترل پروژه بیشتر مورد توجه قرار گیرد.عواملی که دراکثر پروژههای تعریف شده نادیده گرفته میشوند وبه عنوان مسئله مخرب درپیشبرد پروژه ایجاد مشکل میکنند.روشن شدن ابعاد مسئله تاثیر شاخصها در روند فرایند های اجرایی این امید را در پی خواهد داشت که گامی موثر درارائه راهکار مناسب برای مدیریت زمان پروژه مطرح شود.