مقوله حکمرانی آب به عنوان خط مشیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناظر بر نحوه مدیریت و بهرهبرداری منابع آب، امری زمینهای بوده که بطور غیرمستقیم بر روشهای تصمیمگیری و اجرای برنامهها شامل "چه کسی"، "در چه سطح و زمانی"، "چه اقدامی" تأثیر میگذارد. در این پژوهش، برمبنای اسناد علمی و مصاحبه تخصصی نیمهساختار یافته، مقوله حکمرانی آب در ایران مورد آسیبشناسی انتزاعی قرار گرفته و بر مبنای اصول OECD، سعی شده راهکارهای عبور از شکافهای آب در ایران ارائه شود. بنابر یافتههای این تحقیق، وضعیت موجود ایران در راستای حکمرانی خوب آب تلقی نمیشود. هرچند، درک مدیران آب کشور در مقوله "چیستی" و "چرائی" قابل قبول است لیکن در درک "چگونگی" کمبود وجود دارد. به ویژه، اقدامات، بیشتر تابع سلیقه کنشگران و کمتر در راستای خیر عمومی و منافع بلندمدت بوده و ضرورت دارد نسبت به اصلاح روش حکمرانی آب در ایران برمبنای رجوع به فرایندهای چندسطحی، جلب مشارکت ذینفعان و کنشگران، حذف تعارض منافع و ارتقاء شفافیت و عدالت اقدام شود. به پیمانسپاری امور اجرائی حوزه آب به خارج از حاکمیت و در نهایت، تمرکز بر انجام اقدامات زمینهساز، شامل اندازهگیری، تحلیل، انتشار آزاد و پیوسته اطلاعات، آگاهیبخشی و آموزش و توجه به حقابه محیطزیست توصیه میشود.